حرفهایی از جنس ایرانی ؛ سحر.ق

نمیدونم تاریخچه ی این قبیل حرفا،این تعارفات که نه شنونده و نه حتی خود گوینده باوری براونها نداره،به چه زمان و مکانی برمیگرده...

تعارفاتی که به اشتباه ادب و نزاکت تعبیر میشه،حرفهایی که نباید توشون کم بیاری،حرفهایی از جنس ایرانی.

حرفهایی که نه فقط بین عوام  که در بین روشنفکران و حتی در بین مقامات دولتی مرسوم بوده و هست.هرچند زندگی ایرانی پر از هجو و حشو بوده ولی تا کی باید به این وضع ادامه داد...بستن هزار جور عنوان به قبل و بعد اسم افراد...بیان عباراتی که آدم رو یاد "تدین" میندازه...راحت تر بگم،قربون صدقه رفتنای دروغکی...

دامنه ی این عادت اشتباه تا جایی رسیده که برای اسم بردن از دولت و مجلس و شورا و کمیته و فراکسیون و ...باید قبل و بعدش "محترم" گذاشته بشه،که چی؟؟؟که محترم بودن رو نشون بده؟؟؟که اگه محترم نباشه،با گذاشتن این لغت،محترم به چشم میاد؟؟؟یا اینکه اگه محترم باشه،با نذاشتن این لغت از احترام و مرتبتش کم میشه؟؟؟

 

پ.ن : معتقدم هر رفتار نادرست در دولت،در ملت هم بازتاب خودش رو داره،و بالعکس.

پ.ن : یه نمونه ی ساده ی این تعارفات همین "قربونت برم" ته خداحافظی هامونه.(باید از خودم شروع کنم)

 

 

 

 

/ 23 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا

آی قربون آدم چیز فهم . جسارتا حالم از آدمهایی که تعارف الکی میکنن و به دروغ قربون و صدقه آدم میرن به هم میخوره . یه جایی رفته بودیم به اصطلاح پاتختی . خواهر داماد گفت : از طرف خودم و همسر بسیار محترم و شریفم 200 هزار تومان . [قهقهه] حالا نه خودش و نه همسرش بویی از شرفت نبرده بودن .

مینا

کلا فکر نمیکنم که هیچ ملتی به اندازه ایرانی تعارف بکنن . با پ . ن هم موافقم .

Morteza

درود باهاتون موافقم،متاسفانه این تعارفات بیجا اینقدر بین ایرانی ها رواج پیدا کرده که اکثر مردم اگه این حرفها رو نزنیم از دستمون ناراحت میشن.تازه بدتر از اون میگن یارو بلد نیست حرف بزنه و روابط اجتماعیش خوب نیست. با امیر هم موافقم که مشکلات بزرگتری داریم ولی اگه از کوچیکا شروع کنیم میتونیم اون بزرگها رو هم درست کنیم،بالاخره باید از یک جا شروع کنیم باید از خودمون شروع کنیم ، بدرود.

اردیبهشت

یه چیزی بگم جابل. سال ها پیش برای یکی از دخترخاله هام خواستگار اومده بود. وسط خواستگاری تشنه میشه وآب میریزه توی لیوان و می خوره. خواستگارها بلند می شن میرن! و می گن که دختری که لیوان آبش رو تعارف نکنه، بدرد لای جرز می خوره و نمی خوایم پسرمون رو بدبخت کنیم!! اینجوریه خواهر

امین

از بس این قانون اساسی ما سوراخ سمبه داره مجبوریم به سگ و سوتک بگیم محترم.من بعضی وقتها توی محل کارم میگم لطفاً اون خودکار محترم رو بیارین[چشمک] حرف دل ما بود

ابوالفضل

رسم تورفتن بود، رسم من چشم به راهت ماندن، و به دیدار تو حسرت خوردن، وبه آن کس که تو را دید سلامی گفتن، من به آن لحظه ی ناب که تو از پنجره رخ بگشایی نگران،منتظرمیمانم....گرچه خود میدانم ،برنتابد مهتاب، تادر ان لحظه ناب ،دست در موی تو اویزم باز ،رسم تورفتن بود رسم من چشم به راهت ماندن...

بهرام

سلام دوست عزيز خيلي وقت است كه از شما خبر ندارم اميدوارم در سلامت كامل باشيد موفق باشيد بهرام [گل][گل][گل]

سامان

بلاخره یکی پیدا شد مثل من که از این کلمات حرص بخوره :)